تا بر خیال گونه هات
رد غریب بوسه بنشانم و
-عریان عریان-
به معاشقه ی روح بارانی ات بنشینم٬ تا
بشورانی ام ٬
بشعرانی ام .
***
قلبم پرنده ی توست ٬
تا شکوفه های لبخندت باز ...
که بی تو پاییز متواترم ...
***
من اعجاز شدید عشقم ٬
خدا تنها در سوره ی -مریم -اتفاق
اف
تا
د.
***
یک استکان خلسه کافیست٬
تا لبریز خیام باشم .
تا دستانت را ب لا- فاصله ...
تا درد مرگ را فراموش کنم .
تا آهت را بکشم .
تا زخمهایم را در نشریه های محلی شماره کنم ...
تا در اقیانوس عشقت مدی -ترانه بخوانم .
***
تو خوابیده ای و عشق بیدار است ٬
وقتی شمار گریه هام را ندارم و
در کیف پولم
لبخند بی حساب شما جاریست ...
وقتی دلم پریشان و
موهای سفیدم٬
یکی
یکی
سبز می شوند.
***
با این همه
باید تندیس ریشت را
زیبا تر بتراشی ٬
وقتی کلاغها٬
از تشییع پیکر من٬
باز می گردند ...
سینه تو پرنیان خواب من
دست های تو آلاچیق نیاز من
بیا آغوش من
اینجا دشت تشنگیست
جرعه ای میهمانم کن
به لب هایت که همنشین سادگیست
نمی دانی !
دست های خسته ام
چقدر تشنه ی یک قول صمیمیست
بیا کنارم بنشین
سری بر شانه هایم بگذار
که سالهاست
رهگذر بی کسی ست
تویی تنها شاهین آسمان من
خالی مباد یک دم آسمان
از شاهین بی همتای من