تبليغاتX
دل گفته های مهسا

دل گفته های مهسا
هرگاه شاعری را یافتی که گفت دو بار عاشق شده ام بدان هرگز عاشق نشده خواستن همیشه عشق نیست
آسمان نیلی رویا

 

می خوانی ام؟ ”

چشمهای گرم تو،

دستهای سبز شعر و

دستهای سرد من را

می زند پیوند

آفتاب از پشت چشم ابر می خندد

شعر،

با شوقی نهان آهسته می خواند :

با من از سبزی بگو ، از عشق از لبخند

در هوای ابری اسفند …

آمده ام تا بار دیگر سلام بگویم به عابران کوچه های آبانی ام ،

سلامی به بلندای عشق و به زیبائی آبان …

” در هوای تو ”

در صبورترین صبح ها ، در سپید ترین روزها

و در آسمانی ترین لحظه های بی قراری هایم قدم بر کوچه های آبانی می گذاری

پرندگان بهشتی نشسته بر شاخه های شعرم

به قد قامت نگاهت

سجده می کنند …

” واژه هایی در قفس بی تاب پرواز … ”

رد پای عشق در آغاز و پایان بهار

دل دل ِ دلشوره های آسمانی بی قرار

حال و روز لحظه هایم قصه ی تکرار هاست

انتظار و انتظار و انتظار و انتظار …

” دوستت دارم را با من بسیار بگو ”

بی بهانه به کوچه های آبانی ام قدم گذاشتی تا پس از آمدنت عطر لبخند هایم در هوای کوچه هایم بپیچد ،

عطر نگاهت ، بوی صدایت و شمیم مهربانی ات را به چارسوی دلم بیاویز ،

بگذار تمام خانه ی دلم بوی تو را بگیرد

… بوی مهربانی ات را …

برای چشم زخم ندیدن عشق مان اسپند دود می کنم در هوای ابری اسفند …

• خواب دریا دیده ام شاید که تعبیرش تویی … •

تا بهانه ای برای سلامی … بدرود


لينك | نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 17:38 توسط مهسا|