تبليغاتX
دل گفته های مهسا

دل گفته های مهسا
هرگاه شاعری را یافتی که گفت دو بار عاشق شده ام بدان هرگز عاشق نشده خواستن همیشه عشق نیست
تولدم مبارک
 

امروز روز تولد منه...امروز وارد ۲۴سال بهار زندگیم شدم

روز تولد هر کسی بهترین روز زندگیشه

           و امروز هم بهترین روز زندگی منه...چون روز تولدمه...

تولدم مبارک بیاین شمع ها رو فوت کنید که صد سال زنده باشین   ؟؟؟


لينك | نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 8:20 توسط مهسا|
تنهای من

...تنهاي من

هنوز هم تا پاسي از شب ،به پنجره اتاقت چشم مي دوزم

و سايه ات را...

كه آرام وبي صدا بر پرده موج مي زند...

و دستانت را كه بي وقفه بر بوم، نقش مي اندازد

نمي دانم اين چه رازي است كه شبانه نقش مي زني

كاش مي ديدم ...

كاش مي ديدم چگونه اين غم پنهان، برسپيدي بوم نقش مي بندد

اما هيچ كس هنوز، نقاشي هاي تو را نديده است...


لينك | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 21:31 توسط مهسا|
گل سرخ

هنگام گذر از باغ گل سرخ، گل سرخي را به شدت غمگين ديدم،

علت را پرسيدم. ؟

گفت: دلم گرفته...

گفتم: از چه کسي؟

 گفت: از يک دوست...

 گفتم: کدام دوست؟

گفت: گل نيلوفر را مي گويم...

کمي با دقت نگريستم و ساقه رونده نيلوفر را به دور ساقه آن ديدم.گفتم: چون نيلوفر به دور ساقه ات پيچيده و بالا رفته ناراحتي؟

گفت: نه، من خودم دستش را گرفتم تا بالا بيايد. اما همينکه قدش از من بلندتر شد، نرده هاي آهني باغ را به من ترجيح داد و به دور آنها پيچيد...

خيلي عصباني شدم، چقدر از نيلوفر بدم آمده بود، ناخودآگاه کمر خم کردم تا نيلوفر قدرناشناس را از ريشه در بياورم،..

 اما ناگهان گل سرخ خاري به شدت در دستانم فرو کرد و گفت: شرط مهمان نوازي نبود، اما به هر حال نيلوفر دوست من است...!!

و من تازه فهميدم که چرا پسربچه گل فروش سر چهارراه، هميشه دسته هاي گل سرخ در دست دارد و هيچ وقت نيلوفر نمي فروشد.


لينك | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 10:49 توسط مهسا|
بی تو هرگز
 

هرگز هرگز هرگز بی تو نمی خندم

بی تو به دل عشقی هرگز نمی بندم

 

خدا  خدا  خدايا  اگر به كام من

جهان نگردانی  جهان بسوزانم

 

اگر خدا  خدايا  مرا بگريانی

من آسمانت را  زغم بگريانم

 

منم كه در دل ز نامرادی فسانه ها دارم

منم كه چون گل شكفته بر لب ترانه ها دارم

 

دنيا   فروغ آرزوها   كه رنج جستجو را   پايان تويی

تو بيا   كه بی تو آه سردم   كه بی تو موج دردم   درمان تويی


لينك | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:5 توسط مهسا|
صدای آشنا
برای صدای آشنا طرحی از شب می کشی
. انعکاسی از مرداب
. خاموش يا مبهم
. تاريکی جفت ناهمگونی است
. افتادن سايه ها از دور
. هميشه بين ديدن من وتو فاصله ايست


لينك | نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:7 توسط مهسا|
یاد تو

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه‌ی اول،که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان،
جهان را با همه زیبایی و زشتی،بروی یکدگر ویرانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که در همسایه ی صدها گرسنه،چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آن دم،بر لب پیمانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین،
زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
نه طاعت می پذیرفتم،نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده،
پاره پاره در کف زاهد نمایان،سجه ی صد دانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو،آواره دیوانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
به گرد شمع سوزان،دل عشاق سرگردان،
سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم.



 


لينك | نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:27 توسط مهسا|
عشق

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد


لينك | نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 22:14 توسط مهسا|